Department of State Seal U.S. Department of State
International Information Programs and USINFO.STATE.GOV url
جستجو:  
   
  English
عناوين
 
 

پاسخ آقای شولتی به پرسش های مطرح شده در رابطه با برنامه هسته ای ايران

16 آوریل 2008


پرسش از هيراد
4 آوريل 2008

با سلام خدمت آقای شولتی باید بگویم که پس از مطالعه ی یک سری از سوالات پرسیده شده توسط افراد مختلف از آقای شولتی به دو نکته پی بردم:
1 – بعضی از دوستانی که سوالاتی از آقای شولتی می پرسند عقاید خودشان را به کل مردم ایران نسبت می دهند و به جای اینکه بگویند من عقیده دارم می گویند مردم ایران عقیده دارند که این اشتباه است و نادیده گرفتن حقوق بخشی از مردم ایران است که با برنامه های هسته ای ایران مخالفند.
2 – بسیاری از صحبت های دوستان (پرسش کننده) برآیند تلاش های دولت جمهوری اسلامی در منحرف ساختن افکار مردم ایران است.
اما باید بگویم که جناب آقای شولتی، چیزی که برای من روشن است این است که مسئولان نظام اسلامی از هر تریبونی برای تاثیر گذاشتن بر روی افکار داخلی کشور استفاده می کنند خواه اینکه این تریبون مملکتی باشد خواه که بین المللی باشد. به عنوان مثال وقتی رئیس جمهوری احمدی نژاد در صحن سازمان ملل سخنرانی می کند مخاطبانش مردم ایران هستند که همزمان در حال دیدن پخش زنده این سخنرانی از تلویزیون می باشند نه نمایندگان ملل و تمامی سخنان ایشان مصرف داخلی دارد. این در مورد بیانیه های جنبش غیر متعهد ها نیز صدق می کند و این تلاش ها فقط برای منحرف ساختن افکار مردم داخل ایران است. با این اوصاف می خواهم ببینم که استراتژی دولت آمریکا و متحدانش در رساندن اخبار و مفاهیم تحریم ها به عامه ی مردم ایران چیست؟ چرا که بسیاری از مردم ما اطلاعات حقوقی نسبت به این موضوع ندارند و همه چیز را از دریچه ی رسانه های داخلی ایران می بینند
همه ما می دانیم که این تحریم ها شاید کار دولتمردان ایران را کمی سخت نماید اما روزنه های بسیاری برای در رفتن از حصار تحریم ها برای دولت ایران وجود دارد و برای من که یک ایرانیم این موضوع عذاب آور است که ما میتوانستیم فقط تولید سوخت هسته ای را از دست بدهیم اما در عوض تعامل با جهان نوین و پویا را بدست بیاوریم و منافع خود را با منافع کشور های مهم (و تاثیر گذار در تعاملات کلان جهانی)، پیوند بزنیم اما حالا ما مردم، باید دست روی دست بگذاریم و نزاع دو طرف (حکومت و شورای امنیت) را بر سر موضوع سوخت هسته ای بیبینم بدون اینکه نتیجه ای داشته باشد. 3 قطع نامه صادر شد اما انگار اتفاقی نیافتاده است فقط کشور ما به روسیه متمایل تر شده است. سوال اصلی من این است که آیا روش برخورد با ایران به همین شکل صدور قطع نامه از طرف شورای امنیت و رد آن از طرف ایران ادامه پیدا می کند؟؟؟ چون اگر به همین وضع پیش برود مردم ایران منزوی تر می شوند و این هیچ تاثیری بر روی مسئولان نظام حکومتی ایران ندارد چون آنها همین حالا هم با این همه تحریم می توانند به تجارت شخصی خود، با دور زدن قطع نامه های شورای امنیت ادامه دهند. اگر وضع به همین منوال ادامه پیدا کند و کار به ده قطع نامه ی دیگر نیز بکشد تکلیف چه می شود؟ آیا با رد قطعنامه از جانب ایران باز قطع نامه ی دیگری تصویب میشود؟؟؟ با توجه به اینکه ایالات متحده اعلام نموده ایران تا سه سال آینده به فن آوری غنی سازی در حد استفاده در پروژه بمب هسته ای دست پیدا می کند اگر کشمکش تصویب قطعنامه سه سال دیگر به طول بیانجامد وضعیت چگونه خواهد شد؟
به نظر من تغییر رژیم ایران به رژیمی دموکرات بر پایه رای واقعی مردم هم به نفع مردم ایران و هم به نفع دنیاست ما (مردم ایران) و ایالات متحده در این موضوع اشتراکات منافع بسیاری داریم چرا دنیا در تعییر رژیم ایران به ما (مردم) کمک نمی کند؟ البته ما منتظر کمک کسی از بیرون نیستیم اما اتحاد میان دنیای مدافع صلح و پیشرفت و مردم داخل ایران، رژیمی را از میان خواهد برد که تا ابد دست از حمایت خود از تروریست بر نمی دارد.
خواهشمندم به سوالات من پاسخ دهید


پاسخ آقای شولتی:

از تحلیل اندیشمندانه شما سپاسگزارم. این تحلیل برآورد خود مرا دایر بر این که هرچه رهبران ایران می گویند، حتی در خارج، غالبا متوجه این هدف است که موقعیت داخلی آنها را تحکیم بخشد، تقويت می کند. به عنوان مثال به اظهارات هفته گذشته پرزیدنت احمدی نژاد در "روز ملی فن آوری هسته ای" نگاه کنید. مطالبی که از طرف او اعلام شد موجب جلب پشتیبانی در خارج نگردید. همین دیشب دو سفیر متعلق به جهان در حال پیشرفت به من گفتند که آنها نمی توانند درک کنند چرا رئیس جمهوری ایران اصرار دارد تعهدات بین المللی را به چنین طرز فاحشی زیرپا بگذارد.

من از تحلیلگران این استدلال را شنیده ام که دلیل اصلی برای اصرار رهبران ایران در پیگیری فن آوری های مربوط به ساختن بمب، امنیت ملی نیست، بلکه امنیت رژیم است. این تحلیلگران چنین استدلال می کنند که رهبران ایران با احساس لذت از تمرد و انزوا، امیدوارند در قدرت باقی بمانند. آنها درک نمی کنند یا علاقه ای به درک این نکته ندارند که با رجزخوانی ها وسیاست های خود امنیت، رفاه اقتصادی و حیثیت بین المللی ایران را تضعیف می کنند.

مردم ایران باید خودشان به یک نتیجه گیری برسند. من امیدوارم که آنها برای این که تصمیم خود را بگیرند تنها بر آنچه که پرزیدنت احمدی نژاد ارائه می کند اتکاء نخواهند کرد. من این نکته را در می یابم که دولت نهایت سعی خود را برای سرکوب بحث آزاد، بویژه در موضوعات حساسی نظیر سیاست های هسته ای به خرج می دهد. روزنامه ها بسته می شوند، سردبیرانشان راهی زندان می گردند و به کسانی که عقاید متفاوتی دارند برچسب خیانت زده می شود. اما من امیدوارم که مردم ایران از امکانات و میل به دستیابی به اطلاعات در فراسوی تبلیغات دولتی برخوردار باشند تا واقعیت ها را چنانکه دیگران آنها را درک می کنند بشنوند و ازنظراتی که به وسیله دیگران ابراز می شود آگاهی یابند. بی بی سی، صدای آمریکا، رادیو فردا و اینترنت فرصت هايی را دراختیار می گذارند. هفته گذشته هنگامی که از لندن دیدن کردم از آگاهی بر این که بی بی سی قصد دارد تا پایان سال جاری تلویزیونی به زبان فارسی به راه بیندازد خوشحال شدم.

دموکراسی به بحث آزاد وابسته است. من به عنوان دیپلماتی که به یک نظام برخوردار از دموکراسی خدمت می کند به پرسش ها و انتقادات، نه تنها از طرف دیپلمات های دیگر، بلکه به وسیله رسانه های کشور خودم و کانون های اندیشمندان، اعضای کنگره و شهروندان،در باره دولت متبوعم عادت دارم. این یک چیز مطلوب است. دولت را پاسخگو نگه می دارد. یک خدمتگزار خوب عمومی در بحث ها شرکت می جوید و از آنها نکته می آموزد و به این ترتیب او، چه زن باشد و چه مرد، در موقعیت بهتری برای توضیح و مشورت دادن قرار می گیرد.

اما به مزایای آن نگاهی بیفکنید، دموکراسی بر رهبران سخت می گیرد، به همین سبب بسیاری می کوشند آن را از میان بردارند. به بحث های بسیار واقعی و پرشور در مبازرات انتخابات ریاست جمهوری آمریکا نگاه کنید. هر سیاست و هر شخصیتی کاملا بر روی موشکافی مردم گشوده است. دموکراسی آمریکایی هنوز مشکلات خود را دارد و نمی تواند برای همه کشورهای جهان الگو باشد. اما آرزوی من این است که همه شهروندان در همه کشورها از فرصت مشابهی برای موشکافی در باره نامزدهای انتخاباتی، پاسخگو نگهداشتن رهبرانشان و مشارکت در یک بازار آزاد عقاید برخوردار می بودند.

با احترام،
گرگوری شولتی

------

پرسش از مهدی
3 آوريل 2008


هم شما هم ما خوب میدانیم که اگر مخالفتی با ایران در زمینه های مختلف وجود دارد ناشی از فشارهای بی امان شما بر آن کشور هاست. این یک امر مسلم است که ما هم مانند تمامی کشورهای دنیا دشمنانی داشته باشیم که با تمام برنامه های ما چه صلح آمیز و یا غیر صلح آمیز مخالفت میکنند اما شما با فشار بر کشورهایی که دوست ما هستند ویاا حداقل دشمن نیستند آنها را وادار به پیروی از سیاستهای خود میکنید. من در ترکیه زندگی و این فشار را به خصوص دارتباط بانکهای ترکیه با ایران می بینم که وجود دوستی دولت ترکیه با ایران و اقبال بسیار بالای مردم این کشورنسبت به ایران(بنا به نظرسنجی ها) تحت فشار آمریکا (و نه سازمان ملل) کاهش داشته است.

این بسیار قابل درک(و غیر انسانی است) است که شما بنا به منافع ملی خودتان حتی حق را نا حق جلوه داده و کشورهای مقابل خود را در صحنه جهانی تضعیف نمایید، اما اولا باید سود و ضرر مقابله با ایران راارزیابی نمایید و تقابلی را آغاز ننمایید ویا ادامه ندهید که به غیر از ضرر هم برای شما و هم برای جهان چیزی دیگری نداشته باشد و ثانیا مردم دنیا(مخصوصا منطقه) را ابله تصور نکنید آنها میبینند، میفهمند. شما با یک نظر سنجی ساده در کشورهای منطقه بین محبوبیت بوش و احمدی نژاد می توانید به حقیقت پی ببرید(حتی با وجود رسانه جمعی که در اختیار دارید و تبلیغات گستردهای که میکنید) و آخر اینکه با وجود این سیاستهای خود نباید دم از دموکراسی، آزادی، حقوق بشر و.... بزنید چرا که واقعا خنده آور است. مردم دنیا وقتی بوش از آزادی و دمکراسی صحبت میکند به همان اندازه میخندند که بنلادن ازصلح و دوستی و محبت صحبت نماید.

در ضمن من سوالهای دیگری هم کرده بودم که همیشه دوست داشتم بدانم پاسخ آمریکا به آنها چه می تواند باشد. گویا پاسخ قانع کننده ای نداشتید که جوابی ندادید.

با امید پیروزی حق
مهدی

پاسخ آقای شولتی:

نگرانی در باره سیاست های رهبران ایران چه از بابت پیگیری فن آوری های تولید بمب اتم و چه در مورد پشتیبانی از تروریسم، تنها خاطر آمریکا را به خود مشغول نداشته است. کشورهای همسایه ایران و کشورهای دیگری در سرتاسر جهان در این نگرانی شریکند. این نکته برای من ازطریق کارم با دیگر دیپلمات ها در وین و در جریان مسافرتهایم به دیگر کشورها مسلم شده است. همین نگرانی مشترک است که اساس دیپلماسی مشترک و راهبرد مسیر دوگانه را تشکیل می دهد – پیشنهاد مذاکره با پشتوانه مجازات های رو به افزایش. این راهبردی است که به وسیله ایالات متحده، اروپا، روسیه و چین، با پشتیبانی دیگران پیگیری می شود.

شما ممکن است توجه کرده باشید که آخرین دیدار مقامات ارشد گروه 1+5 نه در اروپا، نه در ایالات متحده، بلکه در شانگهای، چین تشکیل شده است. تخلفات هسته ای ایران موضوعی است که براستی موجب نگرانی در سطح جهان شده است.

سیاست ما سیاست "مخالفت" با ایران نیست. واقعیت این است که رئیس جمهوری و وزیر خارجه آمریکا بارها علاقه مندی خود را به برقراری نوع متفاوتی از روابط با آن کشور بزرگ ابراز کرده اند. متاسفانه موضوع تا حد زیادی به انتخاب رهبران ایران بستگی دارد. تا کنون آنها راه نادیده گرفتن نگرانی بین المللی و از دست دادن فرصت های مذاکره را بر گزیده اند.

من سخنان هفته گذشته پرزیدنت احمدی نژاد را به دقت خواندم . بدبختانه چنین به نظر می رسد که او روابط را از دریچه بازی "همه چیز یا هیچ چیز" می نگرد، که در آن پیروزی یک کشور به منزله شکست کشوری دیگر است. کار نباید به این طریق صورت بگیرد. ایران می تواند "برنده" باشد و دیگر کشورها نیز در همان حال "برنده" باشند، اما رهبران ایران باید از خود این شجاعت را نشان بدهند که برای رسیدن به چنین نتیجه ای تلاش کنند. در این هنگام چنین می نماید که این مردم ایران هستند که بازنده واقعی اند. این موجب شرمساری است.

من سعی می کنم به همه ایمیل ها پاسخ بدهم و متاسفم که نتوانستم پرسشهای قبلی شما را دریافت کنم.

با احترام،
گرگوری شولتی



English Version



       اين تارنما توسط دفتر برنامه های اطلاعات بين المللی وابسته به وزارت امور خارجه ايالات متحده منتشر می شود.
       پيوند با ساير تارنماها نبايد به منزله تاييد نظرات ذکر شده در آنها تعبير گردد.